Sunday, April 18, 2010

Moonfleet, Gothic and Scope




فريتس لانگ، گوتيك و اسكوپ

مونفليت تلخ‌ترين و سياه‌ترين و بدون شك گوتيك‌ترين فيلم "ماجرايي" سينماي كلاسيك آمريكاست. ژانري كه با بازيگوشي، طنز، ماجراهاي عاشقانه، رنگ‌هاي دلفريب و لباس‌هاي فاخر انبوهي از فيلم‌هاي محبوب و پرفروش را به سينما ارزاني داشته، در دستان لانگ به شرحي از تباهي دنيايي تاريك و غم‌زده تبديل مي‌شود، حتي با اين وجود كه قهرمان فيلم يك پسربچه (جان وايتلي) و ستاره بزرگ فيلم‌هاي شمشيرزني از خانواده اسكاراموش، يعني استوارت گرينجر است.

فيلم فضايي گرفته، مرده و حتي ترسناك دارد و نه در آن عشقي وجود دارد (به جاي آن لانگ هرزگي را در برخورد گرينجر و زنان به نمايش مي‌گذارد)، نه شوري و نه مسلماً پايان خوشي. تمام نشانه‌اي ژانر مثل گنج‌هاي مدفون شده، مخفيگاه‌هاي زيرزميني، مهماني‌هاي رقص و زنان حسود وجود دارند، اما به قول اندرو ساريس:

"بايد به اين نكته بارها تأكيد كرد كه سينماي لانگ در طول سال‌ها افت نكرده است. همان ايرادهايي كه به متروپوليس مي‌شد گرفت، بر مونفليت هم وارد است. در عين حال هر دو فيلم در آن نگاه تلخ به دنيا مشتركند، در هردو انسان با تقديري محتوم دست به گريبان است، كشمكشي كه قطعاً به شكست انسان مي‌انجامد."

فيلم در نمايش اول خود چندان شهرتي به هم نزد (فقط گوين لمبرت، در انگلستان آن را ستود) اما نمايش دوباره آن در پاريس 1960باعث شد كه گدار آن را در فهرست ده فيلم بزرگ سال جا بدهد و از آن طرف لوك موله براي جلب توجه جامعه هنري فرانسه به فيلم سنگ تمام بگذارد. از آن زمان نيم قرن مي‌گذرد، اما هنوز اوضاع بر همان منوال است و جز فرانسه (كه تنها DVD فيلم را هم همان‌ها منتشر كرده‌اند) جاي ديگري قدر اين فيلم لانگ را آن طور كه بايد ندانسته‌اند.

لانگ كه از سينمااسكوپ ناراضي بود و آن را «قابي براي نمايش تشيع جنازه‌ها و مارها» مي‌دانست، در مونفليت يكي از دراماتيك‌ترين كاربردهاي اسكوپ را نشان مي‌دهد: نخست در نحوه تلفيق معماري با كنش‌ها و بازيگران و سپس براي خلق قاب‌هايي كه مثل بقيه آثارش بسيار فشرده و گويا و فارغ از موضوعشان، به‌تنهايي تكان‌دهنده و تأثيرگذارند.

مونفليت يكي از بهترين فيلم‌هاي آمريكايي لانگ است كه توصيف ان دشوارترين از توصيف خطوط روي يك ديوار قديمي است؛ تك تك شكاف‌ها و درزها به مرور زمان، و به شكلي كاملاً طبيعي به وجود آمده‌اند، هيچ دوتايي مثل هم نيستند. يك ديوار سنگي، يك ديوار سنگي و تقريباً غيرقابل وصف است؛ فقط بايد آن را ديد و ديد.

.

1 comment:

  1. سلام آقای خوشبخت!
    خوشحالم که وبتونو پیدا کردم آخر، اومدم بخاطر یه پرونده ای که چندسال قبل تو "فیلم" برای موسیقی و سینما درآوردید صمیمانه ازتون تشکر کنم که خیلی خیلی خیلی به من چیز آموخت و مدیونتونم یجورایی
    موفق باشید

    ReplyDelete