Tuesday, June 29, 2010

Notes on Celluloid Architecture


فیلم‌ها، مثل زندگی، به‌تنهایی بی‌معنايند. همان‌طور که زندگی با اضافه شدن مفاهیمی قراردادی، و بیشتر از همه با نزدیک‌کردنش به حقایقی مسلم و حی و حاضر – مثل طبیعت – به نقطه‌ای قابل زیستن می‌رسد، سینما نیز باید از جای ِ سنگین و پایۀ سیمان گرفته‌اش آزاد شود و در ارتباط با زندگی و سایر هنرها به معنایی برسد که شایسته آن است. آن‌چه ادبیات یا تئاتر می‌توانسته برای سینمای انجام دهد در طول صد سال گذشته – لااقل از منظر تئوری و تحلیل فیلم – انجام شده و تغییر و تنوع آن در این سال‌ها چنان اندک بوده که می‌توانیم ادعا کنیم ملال و تکرار آن بیشتر از سود و لذتش بوده است. من تمام سعی‌ام را انجام داده‌ام تا بتوانم هر چه بیشتر «در فیلم‌ها» ببینیم، درست به همان اندازه که سعی کردم هر چه بیشتر «از فیلم‌ها» ببینیم. در این کتاب، تلاش من برای معرفی یکی از بخش‌های کمتر مورد توجه قرار گفته هنر فیلم، یعنی معماری و فضاست. نگاه من به مسأله متناوباً بین نگاه یک سینماگر و یک معمار در نوسان بوده است؛ با این پیش فرض که رابطه منطقی دو معماری و سینما، با آگاهی از مفاهیم بنیادین آن و حفظ استقلال هریک، منجر به ظاهر شدن تصویری تازه از تأثیر متقابل این دو هنر برهم شود.
گري كوپر در سرچشمه

کتاب معماری سلولوید تلاشی است برای دادن مسیری تازه به نگاه ِ تماشاگر. در حالی که خیره ماندن به ستاره فیلم، نور، رنگ و حرکت برای تماشاگر سینما امری طبیعی است، و از خلال آن‌هاست که روایت سینمای خوانده، یا درک، می‌شود، درک "فضا" در اثر سینمایی همچنان بیشتر به شکلی ناخودآگاه صورت مي‌گيرد. هدف من در این کتاب مروری دوباره بر عناصر سازنده دنیا فیلم است، تا آن حد که بتوان از فضای فیلم به اندازه ستاره فیلم لذت برد و سخن گفت. فضا، از پس ذهن بیننده و از حد قیاس‌ ناخودآگاه با تجربیات فضایی حقیقی او رها شده، پیش آمده، و با روش‌هایی مشخص برای مشاهده و تحلیل به یکی از مهم‌ترین اجزاء قابل ِ تحلیل اثر سینمایی بدل می‌‌شود.
تحقير

فضای اثر سینمایی عبارتست از هر آنچه در قاب می‌بینیم از بازیگران گرفته تا معماری صحنه، اما این فضا بیشتر از همه تعیین نوع رابطه این عناصر با همدیگر است که می‌تواند توسط کارگردان، از مرحله طراحی فیلم و فیلم‌برداری تا تدوین و افزوده‌های کامپیوتری، دستخوش تغییرات فراوانی شود. درست است که بیشتر تمرکز این کتاب روی نقش معماری در فیلم، طراحان صحنه و کارگردانان در خلق دنیای فیلم و اتمسفر منحصربفرد آن است، اما نباید فراموش کرد که کسانی چون منی فاربر، ستاره‌های سینما را نیز یک "واحد فضایی" در فیلم می‌دانستند، عقیده‌ای که در نگاه اول کمی مکانیکی به نظر رسیده، اما در نهایت توضیح دهنده بسیاری از پیچیدگی‌های هنر فیلم است و توضیح این که چرا هنوز جان بَری‌مور ستاره‌ای بی‌رقیب مانده و چرا با تمام تقلاهای ستارگان امروزی برای «خوب بازی کردن»، بازیگری مثل ادوارد جی رابینسون ( که یکی از سه نفری است که کتاب به آن‌ها تقدیم شده) با یک اشاره‌ می‌تواند حضور آن‌ها را کم‌رنگ کند.
سين سيتي

شِکل کتاب و بخش‌های مختلف آن به صورتی است که می‌توان آزادانه از هر فصلی شروع به خواندن کرد، اما ترجیح شخصی من، خواندن از آغاز و رعایت سیر ِ 1) مفاهیم بنیادین 2) کارگردانان، فیلم و بازنمایی فضایی 3) طراحان و معماری فیلم است.
در بخش‌های مختلف کتاب (سه بخش کلی و هفده فصل ِ زیرمجموعه آن‌ها) تلاش شده تا مفاهیم بنیادین دو هنر (در رأس آن‌ها تکیه روی مفهوم فضا و زمان، و یا آن‌طور که در کتاب خواهید دید: فضا-زمان) و شکل استفاده کارگردان‌ها از معماری و نحوه بازنمایی فضا در آثار آن‌ها (با تکیه بر آثار آنتونیونی، هیچکاک و برسون) طرح شود. هم‌چنین مرور تاریخ طراحی فیلم و دکورهای سینمایی، مطالعه آثار هشت طراح از دوره‌های مختلف سینمای اروپا و آمریکا و بازخوانی سبک معماری ویژه هر استودیو، ژانر و کشورهای مختلف - که با نزدیک به 500 تصویر همراه شده - بخشی مهم از کتاب را تشکیل می‌دهد.
2046

در پایان، ایده‌آل من، این است که تحلیل فیلم بیشتر از هرچیز به تحلیل فضای اثر سینمایی اختصاص پیدا کند (که امیدوارم با "معماری" آن اشتباه گرفته نشود، چون معماری فقط بخشی از آن است) چراکه تصور من این است، دلیل کشش ما به فیلم‌هایی چنین متفاوت در داستان‌، دیدگاه‌، و ظاهر، در یک نقطه مشترک است: جاذبه دنیای منحصربه‌فرد و سیال سینما که با ظرافت و خلاقیت بی‌مانند ساخت یک آسمان‌خراش قابل مقایسه است. تنها تفاوت این است که در این‌جا مصالح کار به جای فولاد و بتن، نور، سایه و رنگ‌اند و به جای معماری ایستا، معماری شناوری که زمان و مکان را درمی‌نوردد به موضع خلاقیت فیلم‌سازان بدل شده است. این همان چیزی است که آن را معماری متافیزیک می‌خوانم، دنیایی که امروز تأثیر آن بر دنیای واقعی بسیار بیشتر از نفوذ واقعیت بر جهان فیلم شده است.
احسان خوش‌بخت
اين نوشته اولين بار به‌عنوان «يادداشت مؤلف» در بخش ويترين كاغذي ماهنامه 24 در شماره خرداد 1389 چاپ شده است.



No comments:

Post a Comment