Tuesday, 22 December 2009

Cine Cities#2: Expressionist Paris



A rarely seen expressionist Paris of Edgar Poe as directed by Robert Florey in Murders in the Rue Morgue (1932) - designer: Charles D. Hall

Cine Cities#1: Paris

Dernière heure, édition spéciale (Maurice de Canonge, 1949) decors by Jacques Colombier

"Paris is simply an artificial stage, a revolving stage that permits the spectator to glimpse all phases of the conflict. Of itself Paris initiates no dramas. They are begun elsewhere. Paris is simply an obstetrical instrument that tears the living embryo from the womb and puts it in the incubator. Paris is the cradle of artificial births. Rocking here in the cradle each one slips back into his soil: one dreams back to Berlin, New York, Chicago, Vienna, Minsk. Vienna is never more Vienna than in Paris. Everything is raised to apotheosis. The cradle gives up its babes and new ones take their places. You can read here on the walls where Zola lived and Balzac and Dante and Strindberg and everybody who ever was anything. Everyone has lived here some time or other. Nobody dies here…" -- Henry Miller

Here Is Snowing, Too


This is my answer to Shahn's 21th snowy post, concerning Wild Bill Wellman. Here I pick mine from The Outcasts of Pokerflat, gloriously directed by Joseph M. Newman.

Sunday, 20 December 2009

Dailies#8: Trees & Horses



1 باورنکردنی است که یکی از معتبرترین فرهنگ کارگردانان سینمای جهان، مک میلان، مانند بسیاری دیگر از نمونه های مشابه در ادبیات سینمایی، جان استرجس را حتی شایسته داشتن یک مدخل ندانسته است. حتی اگر این فرض غلط را بپذیریم که او صرفاً هدایت‌کننده پروژه‌های تجاری بزرگ استودیوها بوده نمی توانیم از کنار این نکته بگذریم که این فیلم‌ها نمونه‌ای از هوشمندی در حدکمال هالیوود در اجرای دقیق آثاری از این دست است. بسیاری از ساختارهای سینمای تجاری هالیوود مدرن را در این آثار بی‌نهایت محبوب می توان دید که هنوز بیشتر از تمام فیلم‌های هم‌دوره خودشان دیده می شوند. اما موضوع دیگر که عدم توجه به استرجس را نه به یک اشتباه بلکه گناهی بزرگ بدل می کند شاهکارهایی است که او اتفاقاً بیشتر با بودجه‌هایی اندک ساخته مثل خیابان راز (1950)، مردم [مدعی العموم] علیه اوهارا (1951) و مخاطره (1953).
2 اگر بيينده در موقع تماشاي فيلم هاي من ري ذهن خود را آزاد بگذارد مي تواند نمايي كه از پشت سر راننده‌اي در يك اتوموبيل دهه 1920 گرفته شده و كات هاي بي نظم آن به درخت هاي خشكيده كنار جاده و مناظر ديگر را در از نفس افتاده گدار هم تشخيص دهد و يا هر جا ديگري كه روحيه شعر و آنارشي در فيلم حاكم است، حتي وقتي استرلينگ هايدن و جين هگن رانندگي آخرشان را در پايان جنگل آسفالت مي كنند و درخت ها به آرامي آن ها را به سوي اسب ها مي كشند.

3 جاناتان روزنبام نقد مشترکی بر دو فیلم آخرین وسوسه مسیح مارتین اسکورسیزی و تاکر: مرد و رؤیاهایش ساخته کاپولا نوشته است. ایده نوشتن یک نقد بر دو (یا چند فیلم) به طور هم زمان - به عنوان آیینه ای از عصری که فیلم در آن می گذرد - بارها توسط روزنبام اجرا شده و فکر می کنم هیچ کدام به اندازه این دو فیلم مهم سال 1988 با شباهت های بسیارشان نظر خواننده را جلب نکند. من اخیراً دوباره تاکر را دیده ام و هنوز به نظرم از بهترین‌های کاپولاست، اما هیچ اراده ای در خودم برای تماشای دوباره آخرین وسوسه مسیح نمی بینم که برایم همیشه ملال آور بوده است. مقاله روزنبام را در سایت خودش بخوانید.
4 وبلاگ کلاسیک‌های ناشناخته فهرستی تنظیم کرده از 100 فیلم مورد علاقه نویسنده‌اش از دهه 1930. تا به حال حدود 60 عنوان معرفی شده و بازی‌ همچنان ادامه دارد. خودتان بررسی بفرمایید.



Friday, 18 December 2009

Jennifer Jones (1919-2009)



جنيفر جونز كه او را در ايران بيشتر از همه براي بازي در آهنگ برنادت (هنري كينگ، 1943) مي‌شناسند ديروز در نود سالگي درگذشت. از آنجا كه ديگر حوصله‌اي براي تماشاي فيلم‌هايي دربارۀ قديسين وجود ندارد، آلترناتيو من جنيفر جونز گناه و تباهي در روبي جنتري (كينگ ويدور، 1952)، پرترۀ ژني (ويليام ديترله، 1948)، مادام بوواري (وينسنت مينه‌لي، 1949)، با موهاي بلوند در شيطان را بران (جان هيوستن، 1953) و منهاي گريم اغراق آميزش، جدال در آفتاب (كينگ ويدور، 1946) است.
او اول همسر رابرت واكر و بعدها همسر ديويد سلزنيك - تهيه كننده مشهور سينما كه بربادرفته را تهيه كرد يا بهتر است بگوييم ساخت – بود و بسياري از فيلم‌هايش توسط سلزنيك تهيه شده‌اند.

Wednesday, 16 December 2009

Stairways to Heaven

Thinking about architecture in film, or let's say “architecture of film,” simply means reviving the memory and presence of architectural elements of the metaphysical world of motion pictures in unconscious mind of a moviegoer, and one of the first elements that comes to mind is staircases in films. This will be the first in a new series of post, concerning the different aspects of this presence in the movies.

این "پُست" اولین کار از یک مجموعه تازه است که قرار است با اتکاء به تصاویر حضور عناصر معماری در فیلم‌ها را با دسته بندی‌هایی تماتیک مرور کند؛ نوعی رجوع به ضمیرناخودآگاه برای زنده کردن دوبارۀ دنیای فیلم‌ها و این بار به جاي زنده کردنشان در حرکت‌ و تصاویر کلی از آدم‌ها ، در سکون و در تمركز بر جزئیات و اشیاء.


A 19th century Parisian stair in Les misérables (1933/dir: Raymond bernard/design: Lucien Carré, Jean Perrier)

Staircase of the "smartest and evidently the richest woman in the U. S., who sleeps with anybody she wants." Female (1930/dir:Michael Curtiz/design:Jack Okey)

A light comedy with a heavy decoration in The Young in Heart (1938/dir: Richard Wallace/design: William Cameron Menzies [PD], Lyle R. Wheeler [AD])

.

Saturday, 12 December 2009

Dailies#7: Discovering Raymond Bernard




ریموند برنار یکی از بزرگترین تصویرپردازان دوران نخست سینمای ناطق است. فيلم‍‍هاي او مملو‍‍ از نمایش احساسات و حال و هوای محیط و زمان با نور و معماري اند. نبوغش در تصویرپردازی و كمپوزيسيون و غم و ترحم او برای نوع بشر در جنگ، فقر و بی عدالتی باعث می شود تا از بسیاری نام های مشهورتر سینمای کلاسیک فرانسه پیشی بگیرد. اين هفته بينوايان (1933) پنج ساعتۀ او با شكرت بازيگر يگانۀ سينماي فرانسه، هاري بود و شاهكار ضدجنگش صليب هاي چوبي (1931) را ديدم و مدتها بود كه سينما چنين تكانم نداده بود.


بينوايان