Monday 5 February 2018

Underline#2, The Persian Edition

دومین شمارۀ آندرلاین دربارۀ «سفر» است، چه به شکل عینی‌اش و چه سفرهای ذهنی و مجازی. در امتداد مضمونِ شمارۀ اول، بعضی از این سفرها عمق، قدمت و تناقض‌های رابطۀ ایران و بریتانیا در یک قرن گذشته را برملا می‌کنند. اما مضمون سفر انعکاسی از وضعیت تعداد زیادی از نویسندگان این شماره هم هست که بین دو کشور در حرکت‌اند و جایی جز مبداء اصلی‌شان را برای سکونت انتخاب کرده‌اند. هر کدام از این نویسندگان، داستان‌هایی در کلوزآپ و لانگ‌شات به این شماره داده‌اند.
در کلوزآپ، داستان سفر دو شاعر بریتانیایی (بازیل بانتینگ و دیلن تاماس) و یک مجموعه‌دار آثار هنری از آمریکا (ابی وید گری) را داریم که بدون برنامه‌ریزی قبلی خودشان را در ایران می‌یابند. از بین آنها سفر تاماس طنینی گزنده دارد که در آن شاعر ولشی هم بهشت را در ایران می‌یابد و هم دوزخ را. وقتی در پایان سفر به بریتانیا برمی‌گردد، ذهنش کبود، بیدار و روشن است. کلیشه‌‌های «پرشیا»، سرزمینِ گل و بلبل در داستان سفر او جایی ندارد.
یکی از داستان‌های در لانگ‌شات این شماره را مارک کازینز، فیلم‌ساز و نویسندۀ اهل ایرلند شمالی، روایت کرده که درست بعد از یازده سپتامبر با یک فولکس واگن در ایران سفر کرد. سهچهار دهه پیش از او، همین مسیر را فولکس واگن‌های دیگری مملو از هیپی‌ها، به نیت متفاوت رسیدن به آرامش (و مواد مخدر ارزان و فراوان) در شرق، طی کرده بودند که موضوع کتاب پرفروش اتوبوس جادویی است. در این شماره با مؤلف این کتاب، روری مک‌لین، گفتگو کرده‌ایم.
سفرها در بخش گزارش و نقد ادامه پیدا می‌کنند. سفر اخیر تُنی کرگ و آثارش به موزه هنرهای معاصر تهران موضوع یک مقاله است و در سوی مخالف جاده، سفر آثار عکاسی کاوه گلستان به موزه تیت مدرن در لندن موضوع مقاله‌ای دیگر.
با دشواری‌های موجود برای سفر بین دو کشور که می‌تواند حتی قهرمان هومر، اودیسیوس، را از صرافت سفر بیندازد، امیدوارم شمارۀ دوم آندرلاین همان کاری را بکند که کتاب‌ها و فیلمهای به‌دردبه‌خور می‌کنند: شما را به جایی ببرند که قبلاً در آن نبوده‌اید.

Wednesday 24 January 2018

The Departed: the filmmakers we lost in 2017

Naiel Ibarrola and I are back in Sight & Sound for a new series of what we call cine-comic-strip, illustrating the departed filmmakers of 2017. The complete collection, composed of 13 panels, can be viewed here.

Sunday 21 January 2018

Notebook 10th Writers' Poll

In MUBI Notebook's annual poll, the contributors pair their favorite new films of the year (2017) with older films seen in the same year to create fantastic double features. Here is what I can offer as one of 2017's so many ideal and less than ideal double-bills. The first bill features the underappreciated Wajib, the third feature by Annemarie Jacir and her best work so far. -- EK

NEW: Wajib (Annemarie Jacir, Palestine)
OLD: Time Without Pity (Joseph Losey, 1957)

On the surface, simply pairing two father-son films (of which there are probably far too many out there), striking the so-called universal chord. However, here, the universality is only secondary, if not entirely irrelevant, to what binds them internally—it is in their particularities of that relationship and their ties to the place (Nazareth/London) that a decent double-bill might emerge. Both films never abandon their political agendas but somehow move to more personal territories. They, in fact, are about those "territories", personal or impersonal: characters with their vague hope traversing in hostile cities in which the place of the saved and the savior is interchanged.


Monday 20 November 2017

Best of the Last Films

Terror in a Texas Town
فهرست «فيلم‌(هاي) آخر» محبوبم از تاريخ سينما براي ماهنامۀ حالا تعطیل شدۀ «صنعت سينما» (پانزدهم فروردين 1393)
*
فيلم آخر، بدون اين‌كه كارگردان قصد ساختن فيلم آخرش را داشته باشد. جبر حاكم بر شرايط فيلم‌سازي يا انتخاب فردي، با وجود عمر نسبتاً طولاني فيلم‌ساز باعث شده تا اين فيلم «آواز قوي» او باقي بماند:

Saturday 11 November 2017

Il Cinema Ritrovato in London#1

Assunta spina
Catholics have the Vatican. Muslims make the pilgrimage to Mecca. Cinephiles have Il Cinema Ritrovato. It's the name of a unique film festival which has been running now for 31 years. The annual setting for the festival is Bologna which boasts majestic architecture, great food and the oldest university in Europe, helping to turn the location into a film set.

The festival, hosted by Cineteca di Bologna, screens films from all over the world. It is dedicated to film history, but in a way that will fully convince anyone that the past is a vital part of the present – or as Henri Langlois said about Chaplin, it is the future. Il Cinema Ritrovato brings to an international audience films which have rarely been seen, films that have never been seen in decent copies and films that may have been seen before, but never in the city's main piazza with 4,000 passionate viewers in attendance and a philharmonic orchestra providing musical accompaniment. The festival never ceases to amaze visitors.New restorations, new prints, and remarkable discoveries on an almost daily basis are characteristic of this annual eight-day affair, a 500-film marathon that Sight & Sound magazine recently called "The Shock of the Old."

Monday 6 November 2017

A Simple Event (Sohrab Shahid Saless, 1973)


Update: Playing at GOETHE-INSTITUT LONDON on November 9, 2017, 7 PM.

From my Iranian New Wave programme notes, Il Cinema Ritrovato, Bologna, 2015. -- EK

YEK ETTEFAGH-E SADEH
Iran, 1973 Regia: Sohrab Shahid Saless
T. int.: A Simple Event. Scen.: Sohrab Shahid Saless (uncredited), Omid Rouhani (uncredited). F.: Naghi Maasoumi. M.: Kazem Rajinia. Int.: Mohammad Zamani, Anne Mohammad Tarikhi, Habibullah Safarian, Hedayatullah Navid, Majid Baghaie. Prod.: Sazman-e Cinemaie Keshvar.

A few days in the life of a young boy living by the Caspian Sea. At school he is falling behind his classmates and almost expelled. He helps his father to fish illegally, and at home watches as his mother’s health deteriorates.

original poster

Sohrab Shahid Saless’s debut feature was made clandestinely with the budget and crew assigned to him for a short film by the government-run Sazman-e Cinemaie Keshvar, for whom he had previously made around 20, mostly uncredited shorts. The film was shot in Bandar Shah. Saless, who admired Chekov, chose the location for its “Russian-looking” atmosphere and the fact that it was at the end of the railroad – at a dead end, like the lives of his characters. Mohammad Zamani, who had never been to a cinema, plays the young boy and one can feel the weight of the world on his frail shoulders. Mysteriously quiet and empty, the film’s characters are apparently devoid of any feeling, yet still capable of making an enormous emotional impact on the audience.

Friday 3 November 2017

Underline#1 [a new magazine]


I'm editing a new magazine on arts for British Council Iran called Underline. The digital quarterly publication can be downloaded for free here in both Persian and English editions. This is the editorial from the first issue, Autumn 2017. -- Ehsan Khoshbakht

Editorial

The Swinging Sixties – a period of cultural change characterised by optimism, hedonism and extraordinary artistic creativity – was not only a British phenomenon…

Before elaborating any further, allow me to share the good news: Underline, the online arts journal of the British Council Iran, is now a proper quarterly e-magazine, available both as a free download and for online browsing. We believe the magazine format can give greater coherence to the stories we want to tell.

The articles in this issue are themed around the changing culture of the 1960s – the happiest (and hippest) note struck for UK-Iran cultural relations.

Following the arrival into Iran of new British cultural exports – chiefly cinema, music, theatre productions and literary translations – the scepticism of the post-Coup years temporarily dissolved. Iran was a country striving to become revitalised and modern. Iranians were not content to be merely passive recipients of these new trends. They adapted, transformed and reinterpreted that which captivated them from abroad and made their own cultural exports during this significant period of transition.

Underline#1



آندرلاین نام مجله هنری تازه‌ای است که من سردبیری‌اش را به عهده دارم و شماره اولش، به دو زبان فارسی و انگلیسی، را می‌توان به رایگان در وبسیات بریتیش کانسیل دانلود کرد. این سرمقاله شمارۀ اول است. احسان خوش‌بخت

سرمقاله
انقلاب فرهنگی دهه 1960 میلادی منحصر به اروپای غربی و آمریکای شمالی نبود و آن‌چه به نام «Swinging Sixties» شناخته می‌شود فقط بریتانیا را به تحرکی سرخوشانه وانداشت. اما قبل از توضیح بیش‌تر و پیدا کردن ارتباط آن با ایران اجازه بدهید خبری خوب را با شما در میان بگذاریم:
آندرلاین، مجله هنری شورای فرهنگی بریتانیا، که چند سالی است به صورت وبسایت فعالیت می‌کند از این پس، به جز وبسایت، یک فصلنامه الکترونیکی نیز خواهد بود که می‌توانید به صورت رایگان دانلود کنید، یا هم‌چنان روی وبسایت ما بخوانید.

Saturday 23 September 2017

Cinema Centenaries 2017

دانیل داریو

صدساله‌های سینما از اسماعیل کوشان تا دانیل داریو

صدسالگی یکی از بهانه‌های رایج برای یادآوری، ستایش یا بررسی دوباره است و برای سینما، هنری که به نسبت بقیه هنرها هنوز جوان است، عدد صد می‌تواند معانی بیش‌تری هم داشته باشد.
امسال در نقاط مختلف دنیا آثار بعضی از سینماگرانی که صدساله شده‌اند در برنامه‌های بزرگداشت و یادبود دوباره دیده خواهند شد، در حالی که از بعضی دیگر فقط یک نام و تاریخ تولد یا مرگ باقی مانده است.
اگر بعضی از کسانی که امسال صدمین سالگرد تولدشان است شانس زیادی نیاوردند و عمر زیادی نکردند - مثل یک متولد 1917، جان اف کندی که چیزی بیش از نیم قرن پیش ترور شد - بعضی دیگر مثل دایانا اینگرو و لورنا گری که هردو بازیگر بودند، صد سال کامل عمر کردند و همین اواخر درگذشتند.
این فهرستی است از برخی از مهم‌ترین، محبوب‌ترین و جریان‌سازترین صدساله‌های سینما در سال 2017.

Friday 22 September 2017

Notes on Yves Montand

ایو مونتان، قهرمان همه و هيچ‌كس

تاكسي مي‌گيرد و برخلاف همه فيلم‌ها و همه بازيگران سينما كه انگار تمام راننده تاكسي‌هاي شهر آدرس خانۀ آن‌ها را از حفظند با دقت به راننده آدرس مي‌دهد. به كافه مي‌رود و قهوه سفارش مي‌دهد و با دقت تمام فنجانش را سرمي‌كشد. مطمئنيم برخلاف بقيه فيلم‌ها و بازيگران، ليوان خالي نيست يا با چيز ديگري پر نشده، او واقعاً اصرار دارد قهوه‌اش را فراغ بال در آن صحنه بخورد. او ايو مونتان (91-1921) است، يكي از خاكي‌ترين ستاره‌هاي تاريخ سينماي فرانسه، و يكي از بزرگ‌ترين بازيگراني سينماي مدرن اروپا. مرد آيين روزمره زندگي، و در نقطه مقابل، مرد تصميم‌گيري‌هاي خطير و درگير (يا بيشتر قرباني) بازي‌هاي سياسي كه در همه حال، در سلول زندان، سالن‌هاي متشنج سخنراني و جلسات خصوصي استراق‌ سمع شده، مردي عادي است كه خيلي ساده دلش براي ليوان داغ قهوه و بازگشت به خانه تنگ شده است. براي او آپارتماني كوچك، قلمرويي عظيم است و معاشرت با دوستان در آخر هفته، موهبتي بزرگ.

Monday 21 August 2017

Survival of the Unfit: On Mehrnaz Saeed-Vafa’s Jerry & Me


Originally appeared on MUBI Notebook, June 2013. -- EK

Survival of the Unfit: On Mehrnaz Saeed-Vafa’s Jerry & Me

CINEPHILIA & REVOLUTION

A familiar practice in Persian film literature is that of the “cinematic memoir”—personal reminiscences of the film culture of pre-Revolutionary Iran.

Bolstered by a nostalgic tone, these autobiographical texts deal with the themes of childhood, adolescence and encounters with cinema in a Westernized Iran. The authors of such memoirs frequently depict Iran as a haven for cinephiles. Considering the number of films that were shown in pre-Revolutionary Iran and the diversity of their origins, this may be taken as an accurate characterization.

Such melancholic documentations of the past echo the feelings of a generation lost, misplaced and confused after the Revolution; people who are utterly unable to re-situate themselves in the new post-Revolutionary nation and after the trauma of an eight year war. However, this longing for a paradise lost can function as a kind of subjective history of film culture in Iran; while by studying them one would also be able to draw a picture of how Iran responded to Western culture in the period between 1950s and the late 1970s.

Mehrnaz Saeed-Vafa, 1980s
Revolutions provide a clear point of reference for grasping the time and space in the nation’s psyche. History—otherwise obscure—becomes deceptively clear and classifiable. With a contemporary revolution written on the pages of a country’s history, everything becomes divided into two very distinctive and clashing modes of aesthetics: before the revolution and after the revolution. These are the terms most frequently used in a revolutionary country—more than “hello” and “goodbye”!

A Woman Under the Influence [On Jerry and Me]



زني تحت تأثير
دربارۀ «جري و من» مستند تازۀ مهرناز سعيدوفا
 كارگردان، فيلم‌نامه‌نويس، تدوين و گفتار متن: مهرناز سعيدوفا. 38 دقيقه، 2012، آمريكا. نمايش داده شده در فستيوال‌هاي ادينبورو (2012)، روتردام (2013) و گلاسگو (2013).
***
مجله‌هاي سينمايي ايران شايد تنها مجلات سينمايي باشند كه بخشي ثابت و محبوب براي چاپ خاطرات و نوشته‌هايي با زباني توام با حسرت و دريغ از گذشته دارند كه در قالب بهاريه‌ها و نامه‌نگاري‌ها ظاهر مي‌شود. اين آثار معمولاً براي كاركرد نوستالژيكشان منتشر مي‌شوند، اگرچه بعضاً مي‌توانند اعتباري هم به عنوان گونه‌اي از تاريخ شفاهي داشته باشند. اما وجه اشتراك تقريباً تمام اين نگاه‌هاي به گذشته، از چشم‌انداز سينما، حسي از غبن و شكست و گم‌گشتگي بهشتي ذهني است كه شايد هرگز وجود نداشته است. معمولاً تكيه به گذشته و تصوير بهشتي زميني در ذهن نويسنده‌اي كه آه و دريغ از گذر زمان دارد، نشانه‌اي است از عدم رضايت از زمان حال و به دنبال آن تلاش براي قرار دادن خود در نقطه‌اي كه وجود آدمي حسي از تعلق تاريخي داشته باشد. واضح است كه در شرايطي كه تنها يك زمان حال براي زندگي تعريف شده، حافظه تنها عنصري است كه اجازه دارد سفري آزاد به گذشته داشته باشد، بخش‌هايي از آن را برگزيند و گذشته آرمانيِ صاحبِ ذهن را رقم بزند. همۀ ما كمابيش چنين سفرهاي روزانه‌اي داريم، اما همۀ ما اين سفرها را مكتوب نمي‌كنيم و يا موضوع يك فيلم قرار نمي‌دهيم.

Thursday 17 August 2017

Strike [Zarbat] (Samuel Khachikian, 1964)

Bootimar (left) and Jalal in Zarbat

Zarbat
Iran, 1964, Director: Samuel Khachikian

International title: Strike. Script: Samuel Khachikian (uncredited). DoP.: Ghodratollah Ehsani. Editing: Samuel Khachikian. Art director: Hassan Paknejad, Ali Delpazir. Music.: Samuel Khachikian (selection). Cast: Arman (Jamal), Abdollah Bootimar (Dr. Kourosh Imen), Ghodsi Kashani (Shirin), Farzaneh Kazemi (Mozhgan), Jamsheed Tatar (Hossein Aghai), Reza Beik Imanverdi (Reza the Madman). Production.: Azhir Film Studio

The premiere of the film in Tehran

One of Khachikian’s most morbid thrillers, Zarbat actually begins as a melodrama – and a rather tedious one at that – in which most of Iranian cinema’s clichés of class conflict are introduced. Almost halfway into the film, however, Khachikian shifts to a meticulously designed spectacle of terror, as if in revenge for the preceding drama. Characters move into a dark territory of murder and mistaken identities. As in some of Khachikian’s other works, the setting of an ordinary house becomes a site of peril and a stage for perverse pleasures, as the director plays with filmic elements to the point of abstraction. Khachikian explains this as his attempt, after the 1950s, to “revive the alphabet of film” in Iranian cinema: “I wanted to save Iranian cinema from roohozi [a popular and vulgar form of theatre]. From the first day onwards, it wasn't the message or the content that I was concerned with. What I wanted was a precise cinema: action, correct editing, lighting and so on.”

Friday 23 June 2017

Anxiety [Delhoreh] (Samuel Khachikian, 1962)

Bootimar in Anxiety [aka Horror]

Playing on June 24, 16:15 at Cine Jolly, Il Cinema Ritrovato, Bologna

Delhoreh
Iran, 1962, Dir: Samuel Khachikian

Int. title.: Horror. Alt. title: Anxiety. Script.: Samuel Khachikian (uncredited). Cinematographer.: Ghodratollah Ehsani. Editing: Samuel Khachikian. Art director.: Hassan Paknejad. Music.: Samuel and Soorik Khachikian (selection). Cast.: Irene (Roshanak Niknejad), Abdollah Bootimar (Behrooz Niknejad), Arman (Jamsheed), Shandermani (Babak), Haleh (Fetneh), Reza Beik Imanverdi (killer with knife). Prod.: Azhir Film Studio

Newspaper ad anouncing the screening of the film in three Tehran cinemas

Thursday 22 June 2017

Tehran Noir: Samuel Khachikian and the rise and fall of Iranian genre films


For four decades, this innovative director made Hollywood-style movies that played to sellout crowds in Iran. After the revolution, his western inspirations fell out of favour, but a new retrospective of his little-seen work should reinvogorate his reputation.

Wednesday 14 June 2017

Tehran Noir: Thrillers of Samuel Khachikian

Samuel Khachikian behind the camera

If you already don't know, there's a new Iranian cinema strand taht I've co-programmed with Behdad Amini for Il Cinema Ritrovato. I'll be soon posting more information about this small tribute to one of Iranian cinema's greatest:

Femme fatales, private detectives, rainy nights in a concrete jungle, desperate men in trench coats… It all sounds like a film noir, and in fact, it is, but set in a time and place you would least expect: Tehran of the 1950s! This year, Il Cinema Ritrovato shifts its focus to the golden age of Iranian genre films, by unearthing four films directed by one of the most popular and influential figures in the history of Iranian cinema, Samuel Khachikian. The films, never screened outside Iran, show Khachikian working in his most familiar territories of film policier, thriller and film noir which both documented Iran on the point of modernisation and, through the myth of cinema, contributed to it. In the world of these delightfully stylish, low-key films an overlooked face of Iranian cinema is to be discovered.

Upcoming Screening: Abbas Kiarostami's Political Allegories

Solution No. 1


Playing tonight (June 14, 7:30 PM) at Close-Up Film Centre in London. Booking.



First Graders [Avvaliha]
Abbas Kiarostami
1985 | 79 min | Colour

First Graders is best considered as a companion film to Homework. Both deal in the most explicit way with issues of primary school education, with deviations for the sake of meta-poetic or political commentary. This film serves less as a critique of the educational system, instead focusing on the role of the school headmaster, who resembles the judge in Close-Up. He is a patient, spiritual figure who restores order and with this portrait Kiarostami provides a subtle and somehow sympathetic image of a totalitarian leader, in which there is both ambiguity and irony.” – Ehsan Khoshbakht

The Report (1977)

Shohreh Aghdashloo in The Report



The Report [original title: Gozaresh]
Abbas Kiarostami • Iran 1977 • 1h49m • Persian with English subtitles • Cast: Shohreh Aghdashloo, Kurosh Afsharpanah, Mehdi Montazar, Mostafa Tari, Hashem Arkan.

Produced by Iranian New Wave cinema director and producer Bahman Farmanara (making this Kiarostami’s first break with Kanoon), The Report centres on an unhappy marriage and offers viewers a time-capsule of middle class life in Tehran in the 70s. Starring Oscar nominee Shohreh Aghdashloo, and a major influence on many Iranian directors of the post-revolutionary era (including the two-time Oscar winner Asghar Farhadi), this deftly crafted, semi-autobiographical domestic drama was Kiarostami’s first work to feature professional actors. All copies of the film are believed to be lost or destroyed, with the digital copy presented being the sole surviving film element.

Thursday 1 June 2017

Bread and Alley (1970) + Breaktime (1972)

Breaktime
These two shorts will be playing before The Traveller at Close-Up, London, June 5, 7:30 PM.

Bread and Alley [Naan va koocheh]
Abbas Kiarostami
1970 | 10 min | B/W

Based on a real-life incident experienced by Kiarostami’s brother, Taghi, the director’s first film sets the template for his cinema until the late 1980s. It concerns a young boy who is unable to return home with the bread he has bought, due to his fear of a stray dog in an alley. The film’s jazzy soundtrack, which pretty much dictates the editing, is based on the Beatles’ Ob-La-Di, Ob-La-Da.

Breaktime [Zang-e tafrih]
Abbas Kiarostami
1972 | 14 min | B/W

Famous for its non-narrative approach and its open ending, this story of a schoolboy who is dismissed from the classroom after breaking a window presages not only The Traveller, but also Mohammad-Ali Talebi’s film Willow and Wind, scripted by Kiarostami.

The Traveller (Abbas Kiarostami, 1974)


The Traveller is playing at Close-Up, London, June 5, 7:30 PM.

The Traveller [original title: Mosafer]
Abbas Kiarostami • Iran 1974 • 1h14m • Digital • Persian with English subtitles • Cast: Hassan Darabi, Masud Zandbegleh, Mostafa Tari.

Kiarostami’s first feature film, and arguably one of his best, The Traveller was made for Kanoon (The Centre for the Intellectual Development of Children and Young Adults). A suspenseful, witty story of a young boy’s determination to travel from his small town to Tehran to attend a national football match, it combines realism with the economy and precision of a visual artist (the director’s first occupation before turning filmmaker). Featuring brilliant performances by a cast of non-actors, the film has one of the most gripping, unforgettable endings in film history.

Wednesday 31 May 2017

Early Kiarostami: A Retrospective in London

The accompanying booklet designed by Sara Hessam Bakhtiari
Early Kiarostami is a small retrospective dedicated to the screening of 14 films by Iranian director Abbas Kiarostami, commencing from June 5, 2017, at Close-up Film Centre in London.


Almost one year since Abbas Kiarostami's untimely death, we celebrate the art of Iranian cinema's greatest poet by screening some of his rarely seen early films. Organised according to different themes or simply by period of production, this programme spans almost 20 years of filmmaking. It aims to reflect a journey from childhood (Bread and Alley) through adolescence (The Experience), eventually arriving at manhood and married life (The Report) – all depicted in incredibly vivid detail.

Early Kiarostami shows us an artist reframing the world and the relationships between individuals, demonstrating a uniquely creative involvement with actors – often amateurs and children – and producing philosophical works that reinvigorated the genres of documentary and narrative fiction, frequently blurring the lines between the two.

Thursday 11 May 2017

Jazz as Visual Language [Book Review]

Director Gjon Mili on the set of Jammin the Blues with bassist Red Callender and saxophonist Lester Young
Developing alongside cinema in the twentieth century, recorded jazz, like film, epitomised art in the age of mechanical reproduction. The two art forms complemented each other too. “Jazz was never just a music,” Nicolas Pillai claims in Jazz as Visual Language, “live performance promised spectacle.” In this regard, cinema helped us to better understand jazz; to see Thelonious Monk playing for instance, the gestures made with his elbows and feet, is a fundamental part of the jazz experience.



Tuesday 9 May 2017

6 Book Reviews (2015-2016)


چند پیشنهاد از کتاب‌های سینمایی تازه منتشر شده (2016)
بعضی از چیزهایی که نمی‌دانیم
احسان خوشبخت

این فقط فیلم‌ها نیستند که دنیای سینما را می‌سازند؛ بدون کتاب‌های سینمایی دنیای سینما ژرفا و شگفتی‌ای که امروز دارد را هرگز به دست نمی‌آورد. بنابراین هر مروری بر یک سال سینمایی بدون مرور کتاب‌هایش کاری از اساس ناتمام است. اما امیدوارم همه در این مورد یک‌زبان باشیم که عنوان «بهترین‌ها» یا «برگزیده» که این روزها مشتری زیادی جلب می‌کند در صادقانه‌ترین شکل ممکن و تازه اگر دانشی پشت‌اش باشد فقط حاصل برخوردهای گذرای همان انتخاب کننده است. این فهرست کتاب‌های محبوب یا مهم از سال گذشته از این قاعده مستثنی نیست و به هیچ وجه نباید با «بهترین» یا حتی «مهم‌ترین» اشتباه گرفته شود، اگرچه بیش‌ترشان در فهرست آثار محبوب دیگران هم ظاهر شده‌اند.

Monday 8 May 2017

The Shah of Iran on the Set of a George Cukor Film



The Shah of Iran and the Empress Farah visiting Fox Studio (probably) in 1962, dropping by the set on which George Cukor was directing his ill-fated Something's Got to Give, starring  Marilyn Monroe, Dean Martin and Cyd Charisse. Martin and Monroe (with the latter the Shah rumored to have an affair) are not seen on this short and mute British Pathe newsreel, but Van Johnson, Bob Hope, Cary Grant, and Charisse are among those received by HRH!

Thursday 27 April 2017

Lincoln Is Still the Best Thing Built By Ford [on Neil Young Journeys]



Re-posted on April 27, 2017, in memory of Jonathan Demme (1944-2017)


In the last three years the number of films made with or about (and occasionally by) Neil Young has mounted up to the extent that is difficult to remember which song was in which film. Parallel to an overdose of NY album releases - marked by two recent, and rather disappointing, Crazy Horse sessions - camera seems to love this Canadian singer/songwriter, still, at 66, a restless rocker in search of a Woodstock dream. Also, the age, 66, resembles the golden number American popular music and the cross country highway of freedom in anything from Nat King Cole to Dennis Hopper.

The aforementioned filmic portrayals are: in 2009 Young was given his entry to the American Masters series in Don't Be Denied. Unlike Bob Dylan film from the same program, which had Martin Scorsese’s name in the credit, Don't Be Denied was denied soon after its initial broadcast and went into oblivion. On the same year, Jonathan Demme filmed the electric storm of a NY tour in Trunk Show. In 2010 the electric solo album, Le Noise, with its murky, elegiac lyricism turned into a 40 minute-long YouTube video, shot in a beautiful L.A. mansion with a feeling of LSD all throughout the film. And now, Demme’s fourth film with NY (after Complex Sessions, 1994; Heart of Gold, 2006 and Trunk Show) seems in better shape and Younger than all the recent efforts.

On Neil Young Journeys



بازنشر به یاد جاناتان دمی (2017-1944)


سفرهاي نيل يانگ (2011)
كارگردان: جاناتان دمي؛ فيلم‌بردار: دِكلان كويين؛ تدوين: گِلن آلن؛ با حضور: نيل يانگ.
87 دقيقه، رنگي.

آن‌قدر تعداد فيلم‌هاي ساخته شده دربارۀ نيل يانگ، ظرف دو سه سال اخير زياد بوده كه حسابشان از دست در رفته: Don't Be Denied (2009) مستندي بود معمولي براي همان مجموعه‌اي كه اسكورسيزي مستند باب ديلن را ساخت، با اين تفاوت كه فيلم يانگ به سرعت فراموش شد؛ در همان سال جاناتان دمي تور الكتريك نيل يانگ را موضوع فيلمِ طولاني و طوفانيِ Trunk Show قرار داد؛ سال بعد، آلبومِ عاليِ سولو و الكتريكِ Le Noise به فيلمي چهل دقيقه‌اي كه در ويلايي قديمي و فاخر در لوس‌آنجلس فيلم‌برداري شده بود تبديل شد و حالا چهارمين همكاري جاناتان دمي و يانگ (پس از نشست‌هاي پيچيده، 1994؛ هارت آف گولد، 2006؛ Trunk Show) در فيلمي كه از همۀ مستندهاي يادشده بهتر از كار درآمده.
عمداً گفتم «درآمده» چون رابطۀ دِمي و يانگ (به عنوان فيلم‌ساز و سوژه) بيش‌تر تصادفي و موكول به لحظه به نظر مي‌رسد تا رابطه‌اي حساب‌شده و داراي ساختاري از قبلْ معلوم، مثلِ كاري كه دِمي براي گروه «تاكينگ هِدز» در Stop Making Sense (1984) كرد. دِمي در اين سال‌ها بيش‌تر به نوعي ويدئوگرافِر يانگ تبديل شده و اين فيلم‌ها درست مثل اينند كه دوستي، دوستِ ديگر را با دوربين كوچكي همراهي مي‌كند و شنوندۀ خوبي است براي قصه‌هايش و ترانه‌هايش. اما همه جا كار محدود به همراهي و ثبت لحظه نمي‌شود، جاهايي هست كه دمي گناه مي‌داند اگر شور غريبِ نيل يانگِ 66 ساله را در هنگامِ اجراي آهنگِ «اوهايو» محدود به گرفتن دوربين جلوي مرد و گيتارش كند. دِمي، همان‌طور كه انگار يانگ دارد دوباره آهنگ را روي صحنه از نو مي‌نويسد، دوربين‌ها را براي كنكاش در صورت يانگ و كاويدن احساساتش مثل ميكروسكوپ به كار مي‌برد. واقعيت اين است كه يانگ در بخش‌هاي كيارستمي‌وارِ پشت فرمانِ كاديلاكِ قديمي‌اش كه با سوخت بيوديزل، نوعي روغن گياهي، كار مي‌كند وقتي از كودكي‌اش حرف مي‌زند پيرمردي است شوخ و ساده كه از كلمه‌هاي محدودي براي ابراز علاقه‌اش به چيزهايي كه دوست دارد استفاده مي‌كند، اما همين مرد، يا دقيق‌ترْ صورت او، روي صحنه تغييري مي‌كند از زمين تا آسمان. جدي و تلخ مي‌شود. چشم‌هايش بسته مي‌ماند. سرش را به ندرت بالا مي‌گيرد. حركاتش به رقصي مثل رقص سرخپوستان در مراسمي مقدس مي‌ماند. به محض اين‌كه گيتارش به برق زده مي‌شود، سيم ارتباطش با دنياي بيرون قطع مي‌شود. بيراه نيست كه نمايي از تماشاگران در فيلم وجود ندارد.

Wednesday 22 March 2017

Cinema, the Other Side of Hope: Berlinale 2017

نگاه اول به پانزده فیلم دورۀ شصت و هفتم فستیوال فیلم برلین، بهمن 2017
سینما، آن‌سوی امید
احسان خوش‌بخت

سرمای منهای دو درجه، زامبی‌های معتاد به موبایل، قهوه‌های مجانی، صف‌های چندبار تاب خورده، پل ورهوفن سرمست از موفقیت‌های او در رأس هیأت داوران، ازدحام کلاس‌ها و جلسات و میزگردها به بهانۀ سینما، در حالی که خود سینما فقط مسأله‌ای ثانوی شده است. بین این‌ها سهم من از بخش رقابتی و شبه رقابتی برلیناله پانزده فیلم بود (چیزی همین تعداد در بخش رتروسپکتیو، خود موضوع مقاله دیگری خواهد شد). روابط بین زوج‌ها، یا بین والدین و فرزندان یا بین آدم‌هایی از دو فرهنگ متفاوت مضمون اصلی بیش‌تر فیلم‌های بخش مسابقه در این دوره بود. فیلم‌ها، مثل سینمای امروز، کوچک بودند، و بهتر بود بیننده اصرار بر دیدن شاهکار را در اتاق امانات سینما به امانت می‌گذاشت.
خارج از مسابقه
اکسیدنتال [Occidental] (نیل بلوفا): متعلق به آن مدل سینمایی آشنایی که دنیای معاصرشان را با یک هتل مقایسه می‌کنند و یا دقیق‌تر متعلق به کلیشه «هتلی در اروپا به عنوان اروپا» (نمونه دیگر، پارسال در برلیناله: مرگ در سارایووی دنیس تانوویچ)، که اثری کوچک، نسبتاً سرگرم کننده، اما در نهایت خام و بی‌ثمر که این استعاره را بدون هیچ اضافاتی به کار می‌برد و بعد سعی می‌کند با لکنت زبان مسائلی مثل اعتراض‌های اجتماعی، تبعیض و تعصب نژادی و قومی و این سوء‌ظنِ به غریبه و ناآشنا که زیر پوست اروپا رفته را در قالبی تصویر کند که در بهترین حالت به تلویزیونی می‌ماند و در بدترین حالت به اینترنتی.

Sunday 12 March 2017

On H. C. Potter

پاتر با میرنا لوی سرصحنه آقای بلندینگ

نوشته شده برای فرهنگ کارگردانان روزنه (ویرایش بهزاد رحیمیان) در سال 2009.

اچ سی پاتر
 (H. C. Potter)
تولد: 18 (در بعضي منابع 13) نوامبر 1904، نیویورک
مرگ: 31 می 1977، نیویورک
***
هنري (هنك) كادمن پاتر فارغ‌التحصیل رشته هنرهای دراماتیک از دانشگاه یِل بود. بين ‌سال‌هاي 1927 تا 1935 در برادوی كارگرداني تئاتر مي‌كرد و مشهورترین کارش در این مقطع نمایش «ناقوس‌های آدانو» بود که بعدها توسط هنری کینگ به فیلم برگردانده شد. ساموئل گلدوین در 1936 او را به هالیوود برد تا دشمن دوست داشتنی را کارگردانی کند. او در هاليوود برای دو دهه تقریباً سالی یک فیلم ساخت. مشهورترين فيلم‌هايش در دهه 1930 كابوي و بانو (1938) با شركت گري كوپر  و مرل اوبرون كه وقتي شروع به ساخت آن کرد، فقط 20 صفحه فیلم‌نامه نوشته شده بود - و داستان ورنون و آيرين كسل (1939) موزيكال فوق‌العاده‌اي با فرد آستر و جينجر راجرز بودند. اما پاتر بهترين فيلم‌هايش را در دهه 1940 ساخت كه اولين آن‌ها با شرکت زوج کمدین اولسن و جانسون، هلزاپاپين (1941، یونیورسال) نام دارد؛ نخستين فيلم پست مدرن سينما به معناي واقعي كلمه، با وجود آن‌كه حتي قبل از تولد مدرنيزم در سينما ساخته شده. نوشته‌ای در ابتداي اين کمدی/موزیکال گداریِ پیش از گدار می‌آید که هرگونه شباهت میان هلزاپاپین و یک فیلم کاملاً تصادفی است! اين فيلم ديوانه‌وار، دنیای سینما را از مرحله تولید تا نمایش به سخره می‌گیرد و سیر وقایع و شوخی‌های آنارشیستی‌اش حتی از سرعت دریافت تماشاگر امروز نیز سریع‌تر است. در هلزاپاپين فیلمی در دل يك فیلم ديگر و باز فيلمي ديگر در دل آن مي‌آيد و همین‌طور مثل آینه‌های روبرو تا بی‌نهایت. فيلم هر لحظه به يك ژانر رو مي‌كند: موزيكال، كمدي اسلپ استيك، رومانس و حتي وسترن، اما ديوانه‌وارتر از آن حرف‌هاست كه به يك ژانر يا يك داستان اكتفاء كند. تمام تكنيك‌هاي سينمايي را با تمسخر زير و رو مي‌كند: اسلوموشن، فست موشن، ميان‌نوشته، عدم انطباق صدا و تصوير، كات‌هاي بي‌جا و فاصله گذارانه، حرف زدن رو به دوربين و اشاره به فيلم‌هاي ديگر مثل همشهري كين.

Tuesday 28 February 2017

Screening of Filmfarsi (work in progress) at The Essay Film Festival


Since late 2015, I have been busy working on a documentary about Iranian pre-revolutionary mainstream cinema called Filmfarsi.

In the last 18 months or so, the film has been shaped up, shortened (from an "epic version" which ran nearly for three hours), but also "tested" during two work in progress screenings at the cinematheque of Copenhagen (played to a full house) and the Stadtkino in Basel, Switzerland.

The third sneak preview of the film will be at the Essay Film Festival in London and can be booked here.

Yusef Sayed on the film:

"Filmfarsi was the cinema of a nation with a split personality”, says filmmaker Ehsan Khoshbakht in this film-critical history of Iran under the Shah.

Khoshbakht’s found-footage essay film Filmfarsi salvages low budget thrillers and melodramas suppressed following the 1979 Islamic revolution. These films defined Iranian cinema in the 1960s and 70s, when the industry shared an equal percentage of the market with the USA. Little more than VHS rips remain.

Khoshbakht here uncovers that which was thought destroyed. A cinema of titillation, action and big emotions, which also presented a troubling mirror for the country, as Iran struggled to reconcile its religious traditions with the turbulence of modernity, and the influences of the West. There are remakes and rip-offs, even a Persian Vertigo. The often cheap, sleazy and derivative films offer an insight into Iran’s psyche.

Saturday 4 February 2017

Chelsea Girls: The 32mm Experience


فيلمِ مضاعف، صبر و اندی وارهول
آزمون 32 ميلي‌متري

تصور من اين است كه تماشاگر سينما به نسبت گذشته صبورتر شده و مبناي اين قضاوت مقايسه‌اي است بين آن چه اين روزها مي‌بينم با آن‌چه كه به شكل مكتوب از واكنش تماشاگران سينما نسبت به آثار نامعمول (چه از نظر طول فيلم و چه سوژه آن) در دهه‌هاي گذشته ثبت شده است. تماشاگر بي‌تاب در دوره‌هاي مختلف، بسته به سطح اجتماعي و فرهنگي‌اش، بي‌علاقگي به فيلم را با سوت، فرياد، آسيب رساندن به سالن، و گهگاه حمله به پرده سينما نشان داده است. ژان رنوار هميشه بهانۀ خوبي براي تماشاگر بي‌حوصله بوده است. از نمايش رسوايي‌ برانگيز قاعدۀ بازي در شانزه‌ليزه (كه نشان مي‌دهد واكنش تند و خشن نسبت به يك فيلم چندان هم به زمينۀ فرهنگي بيننده مربوط نمي‌شود) كه مردم در سالن سينما روزنامه‌ها را آتش زدند تا نمايش مشهور رودخانۀ او در تهران - به همت دكتر هوشنگ كاووسي - كه زير سايۀ سنگين پاسبان‌ها، آشوبگران و صندلي‌پاره‌كن‌ها به سكوت فرو رفتند و شاهكار رنوار را تا آخر تاب آوردند، تاريخ پرماجرايي داريم از آشوب در سالن سينما. نكته قابل توجه اين است كه اين حوادث معمولاً براي سينماي غيرتجاري رخ مي‌دهد و من هرگز به هيچ خاطرۀ ثبت شده‌اي برنخوردم كه مثلاً تماشاگران در هنگام تماشاي جنگ ستارگان اعتراض كرده باشند كه اين ديگر چه فيلمي است و صندلي‌ها را به اين خاطر درانده باشند.

Tuesday 24 January 2017

Cine-Comic-Strip: Departed 2016


A graphic evocation of the film figures we lost in 2016, in 12 panels, written by me and illustrated by Naiel Ibarrola, inspired by Abbas Kiarostami’s Where Is the Friend’s Home and featuring poems taken from Kiarostami’s Walking with the Wind on the Sight & Sound website.

Jazz Film in Iran - A First Time Retrospective



The centenary of jazz is being celebrated in a place you would least expect: Iran. 

A mini retrospective of jazz films, currently playing at the Cinematheque of The Museum of Contemporary Art in Tehran, is the first time ever in post-revolutionary Iran.

The Museum famous for its priceless collection of modernist art (including works by Picasso, Van Gogh, Gauguin, Kandinsky, Pollack and many more) and also recently in the news due to cancellation of a major exhibition in Berlin, hosts a cozy, popular cinema inside its stylishly beautiful building. The cinematheque, shut down for 7 years, was reopened recently, with an array of nicely curated seasons.

Tuesday 10 January 2017

The Best of 2016 | Senses of Cinema

Laughter in Hell
Senses of Cinema's World Poll results are online here. Below is what I picked from 2016.


Best new films:
Sieranevada (Cristi Puiu, 2016)
Fuocoammare (Fire at Sea, Gianfranco Rosi, 2016)
Fai bei sogni (Sweet Dreams, Marco Bellocchio, 2016)
Nocturama (Bertrand Bonello, 2016)
I, Daniel Blake (Ken Loach, 2016)
Neruda (Pablo Larraín, 2016)
El hombre de las mil caras (Smoke and Mirrors, Alberto Rodríguez, 2016)
Peter von Bagh (Tapio Piirainen, 2016)
I Called Him Morgan (Kasper Collin, 2016)

Saturday 7 January 2017

The best DVDs and Blu-rays of 2016



From Sight & Sound's annual poll, here's the list of some of my favourite DVD/Blu-ray releases in 2016:
  • Napoleon BFI
  • Shield for Murder Kino Lorber
  • The Kennedy Films of Robert Drew & Associates Criterion
  • Lumière! L’invenzione del cinematografo Cineteca Bologna
  • Let There Be Light: John Huston’s Wartime Documentaries Olive Films

Sunday 1 January 2017

A Fantasy Double Feature of 2016


From MUBI Notebook's 9th Writers Poll: Fantasy Double Features of 2016, an annual poll in which contributors pair favorite new films of the year with older films seen in the same year to create fantastic double features.

NEW: Nocturama (Bertrand Bonello, France)
OLD: Hue and Cry (Charles Crichton, 1947)

Two propositions about Europe, enunciated through acts of dissatisfaction and revolt against two of its key cities, Paris and London. And if that’s vaguely the motivation for pairing the two films, yet it is a complementing contrast which curiously brings them together.

The comics in Hue and Cry intrigue the imagination of a group of east London teenagers. Then, the imaginary becomes real and transcends the post-war ruins. Nocturama is about the reverse process of reality evaporating into a shopping mall fantasy. The online world, instant communication, and the social media are the visual comics of contemporary life whose superheroes are the account holders. Eventually, the revenge of the Facebook-era les enfant terribles against consumerism and globalization sees a funny turn when they are consumed by the very goods that surround them and give them their identities—a predictable encounter between Dawn of the Dead and PlayTime. But here, in the shopping mall sequences of the two films (the British one is on Oxford Street), is where exactly the point of convergence lies, when the films reduce the difference between human figures and models to nothing.